تبليغاتX
دلنوشته های یه دختر 16 ساله!

هر چی به ذهنم بیاد ...شعر و متنای کوتاه...deniz kizi

عید قربان مبارک باشه همگی!

در ضمن ازراعیل خان حرف اول اسمی که انتخاب کردی با "عین" شروع

میشه کلی با بچه ها بابت سوتیتون خندیدیم!

و اینکه لطفا فحاشی نکنین داخل وب من جفتتون!ممل و ازراعیل!

رومینا جونم چشم سعی میکنم سه شنبه از مدرسه بیام نت توی قوری

خونه اخه خونه ی خودمون کمتر وقتی میشه من جیم شم بتونم بیام پای

نت!

و اینکه بازم عیدتون مبارک کل هیکلم بوی کباب گرفته!

فعلا!
+ تاريخ شنبه 7 آذر1388ساعت نويسنده *.:|"شایلان"|:.* |

لطفا همه ی ملت ....دیگه نظر ندن حالم به هم خورد امروز بعد مدت ها از مدرسه دارم پست میدم بی جنبه ها نظر نزارن!

جلو مدیر نمیتونم بیشتر از این بشینم کلاس ای دی اس ال نداره من تو اتاق کامپوترم!در ضمن دلم واسه همه دوستان تنگ شده !

فعلا!

+ تاريخ چهارشنبه 4 آذر1388ساعت نويسنده *.:|"شایلان"|:.* |

یکه تازم؛عشق نازم گر بریزم من دلم بر پای تو

                                                        رمز و رازم ؛ای نیازم میگذاری سر گذارم بر سر و بالین تو؟

+ تاريخ جمعه 15 آبان1388ساعت نويسنده *.:|"شایلان"|:.* |

سلاااااااام

امروز چندين بچه ادرس وب ما را از ما كش رفتند كه از همكلاس هاي ما بودن!الهه مطالبمو بري تو كلاس بخوني بخندي من ميدونمو تو..مونا با توام هستم!!!!

جاناتان خان شما چقد جديدا نگران حال بنده ميشين از اين لطفاي اضافي نميخواد بكنين ادم مشكوك ميشه!!!(چون اصن بهت نمياد..از نظر شخصي خودم!)خنثی

سينا صدتا هزار تا ميليون تا ميليارد تا هر چي بگم كمه معذرت ميخوام!Begging

جوجو من بدم اره ميدونم دوست گلم به والله اگه من برسم دو ديقه تي وي نگاه كنم چه برسه به نت!خودت كه ميبيني اصن جواب نظر نميدم!توام منو عفو كن خانومي باشه گلم؟!قلب

امار نمرات اين يه ماه:نیشخند

فيزيك:در حد المپيك ....هه هه اونقدام بد نيسا...اصن نمره هاي من به شما چهقهقهه

من گشنمه ناهار ميخوام!تازه از مدرسه اومدم!زودي پريدم پاي نت مطلب قبليو رمزدار كنم الهه نخونه

چه باحاله واقعا انفولانزاي حيووني چه لطفايي كرده در حق بچه ها!يه سرماخوردگي ساده ام كه بگيرن 3 روز نيا!!!من كه شانس ندارم سرما نميخورم كه حالا بيا هي تابستون سرما بخور كلا ذاتمون برعكسه!

اومدم يه اماري از احوالات بدم بگم زندم كه دادم!

نيلوفر جون درسه وبمو نميخوني اما پيشاپيش تولدت مبارك!(13 ابان)

تابعد!


+ تاريخ سه شنبه 5 آبان1388ساعت نويسنده *.:|"شایلان"|:.* |

قرض از مزاحمت فقط و فقط مزاحمت:)

+ تاريخ پنجشنبه 23 مهر1388ساعت نويسنده *.:|"شایلان"|:.* |

سلاااااااااااام

يه سلام بعد يه مدت چه فاز مثبت به توان هزاري ميده ها!توجه كردين؟خوشمزه:D

مدرسه ها شروع شده!(كمي خوش ميگذرد فعلن!)

روز اول رفتم يه گوشه،سر به زير،افتاب مهتاب نديده،ساكت!همه زير نظر!زير چشمي ميپاييديم كي چجوريه!خنثی

خيليا رو ميشناختم البت!خودشون نميومدن رو نميدادن منم هيچي نميگفتم!به هر حال غرور ميباشد دگر چه كنيم دست خودمان نيست اگر كاذب هم باشد!!!

بعدش كم كم يخم وا شد شروع به ذوب كردن نمود!(هه هه هه)نیشخند

الن دو دقيقه سكوت ميكنم ميگن چيزي شده خانومي ساكتي!(يعني يه دقيقه سكوتم به من نميادchatterbox...فك كن!!!hee hee)

فاطمه:نبينم ساكت تو رو خانومي!!!!نمياد بهت!(يوهاهاها)

نيلوفر:امروز چرا مقنعمو گچي نكردي چته حالت خوبه؟!(يعني مقنعه بكشم در بيارم در سلامتي روحي جسمي روانيم اگه نه بيمارم!!!)

درسا زياد سنگين نيس اما خب بايد بخونمشون!رياضي فيزيك خب سخت ميشه!!!whistling

يه دبير هندسه ي باحالي داريم !يه جلسه اومده اما درس نداده جناب اقاي محمدزاده!رياضيم درس ميده البته!اما دبير رياضي ما نيس!فقط حرف زد قانوناي كلاسشو توضيح داد!استيناشو همچين ميده بالا انگار ميخواد چيكار كنه!!!!يه دوتا گچ ميگيره ديگه فقط لاي انگشتاش!بيچاره رو سر كلاس اسكلش كرده بودن!ابلهيه دسمال كاغذيم داره دم به ثانيه پيشونيشو پاك ميكنه بيچاره نيس همه ي مغز هاي معيوب ما رو ميخواد عمل كنه راه به راه خسته ميشهقهقهه

بچه ها دوستان تو رو خدا مرا عفو بفرماييد كه به نظرات جواب نميدم به خدا وقت ندارم اصلا!

جزوه ي اين درس تموم ميشه اون يكي بايد بخوني!رياضي درس داد با جزوه!فيزيك با جزوه!شيمي با جزوه!كل درسا تقريبا يه 10صفحه اي درس دادن بعدش دبيراي ما جورين كه 10 صفحه درسو تو 20 صفحه جزوه واست خلاصه ميكنن!تا يه هفته ديگم كتاباي تست معرفي ميكننو....كارمون در اومد!

يه چن روز ديگه متولدم ميشيم به سامتي ايشالله يه تولد مختصر ميگيريم!(وبلاگكي!)

سال ديگه تغيير رشته تجربي بدم ندم نميدونم اما من پزشكي ميخوام اينو ميدونم!مژهزيست فقط بايد بخونم ديگه سنگين كه نيست خب يه جورايي حفظياته ديگه!!!!مائده بهم گفت سنگينه!یول

هيييييييييييييي!!!!!يه سرمايي خوردم ترسيدم انفولانزا حيووني نگرفته باشماينقده پيني سيلين دوس دارم كه!!!حال ميده ها!خنده

!!!!چقد دارم چرت ميگم حرفاي چندينين روزو ميخوام خلاصه كنم نميشه هي ميپرم اينور اونور!فرشته

يه چن روز پيش حال زهرا سر كلاس بهم خورد استفراغ كرد طفلكي!همه بچه ها تك صندليا رو بردن كنار!همچين ايش ايش راه انداختن اينگار چي شده حالا!خوبه بيچاره فقط مايعات استفراغ كرد اگه جامدات رنگارنگ بود چقد سوسول بازي در مياوردن الله اعلم ديگه اون قسمتشو!همين كه همينو تو كلاس گفتم خوبه فقط مايعات معدش ريخت زير رگبار فحش رفتم!اخه مگه چي گفتم ؟!... يه استفراغ كاملو براشون توضيح دادم كه وقتي شكمش همچين فيض برده!پس اورده!فك كن قرمه سبزيم خرده باشه برنجشم خوب نجويده باشه!قهقههسرمام خورده باشه!چركاي گلوش با استفراغ بيان بالا!hee heeسالادم بهش اضافه كنين واي چه شود چه بوهايي كه به مشام نرسد!نیشخندكلا از اين حرفا زدم براشون يكي كه رنگش گچ شده بود!(فرحين)خيلي سوسولن بابا!منتظر

روزاي زوج ساعت2تعطيل ميشيم فرد 12/5!فك كن!روزاي فردم يكشنبه ها يه هفته در ميون تا ساعت 2 چون هندسه كه سه شنبه داشتيم با فرزانگان 8ساعت اونروز كلاس داره نميتونه بياد به بچه هاي با استعداد شاهدي برسه!وقت اضافه ميزاره واسه ما!

امروز چون سرما خورده بودم هر زنگ بلند ميشدم ميرفتم بيرون يه هوايي تازه كنم!اينقده حالم بد بود كسل بودم!بچه ها ميگفتن امروز كلاس ساكت بودا!

خب من ديگه برم لالا ساعت6/45ديقه صبح سرويس مياد خواب بمونم مكافاتيه خودش باز!

فردا فيزيك،ورزش،امار و امادگي دفاعي داريم!هييييييييي!!!!حوصلم سر ميره فردا از ورزش با اين دبير زرتقش متنفرم!شنيدم نمره نميده!بيشئور مثلا ميخواد بگه منم هسم!زبان

ديگه واسه چن روز اوايل مهر بسه گماشته هايمان اگر دلتنگمان شديد تحمل نماييد مياييم با حرفهاي بي سر وتهي كه با وقت گذاري قرائت مينماييد!اما ايا كسي دلتنگ ما نيز ميشود؟!لا ريب فيه كه نه!ناراحت

خب فعلا دوستان!


+ تاريخ سه شنبه 7 مهر1388ساعت نويسنده *.:|"شایلان"|:.* |

http://timesync.gmu.edu/libnews/wp-content/uploads/2009/07/closed-sign.jpg

گشتم به دور خویش در زمین و زمان!

نیافتم چیزی با نام عشق!(ازت معذرت میخوام! همه فکرات درست بود!من یه احمق بیشتر نیسم!عشق من خدامه!ادما رو توش قاطی نمیکنم مگه واسه...!متاسفم ناراحت نباش!)میگذرد همه چیز بنگر!!!!

این نیز خواهد گذشت!

بستم در این می خانه ی مستی را بر همگان!

خواهران اولویت زندگی!(منظورم دخترا توی وبلاگم که باشون اشنا شدم!بهتون سر میزنم!ازم دلخور نشین!خودم به اندازه ی کافی کشیدم شما دیگه...!)

دیگه پستی تو این وب نمیاد وب دیگه ای هم نمیزنم!

خوبی بدی دیدین حلالم کنین!

نمیخوام تو دنیای مجازیم ازم دلخوری بمونه تو اون دنیا یقمو بچسبن!

دعام کنین!جوجو،صورتی،کتی،همه و همه ازتون میخوام دعام کنین دیگه حماقت نکنم!

خدایا کمکم کن بیشتر از این خرد نشم!میدونم نمیزاری میدونم!

فکر میکردم میدونم دارم چیکار میکنم،درسته،فکر میکردم همه ی ادما مثل من صافن مثل ما!درست نبود!

اره دلم شکست!درست کردنشم کار اسونی نیس!اما خدارو شکر که این دل شکسته هنوز قابل استفادس هنوز خرد نشده که توی سطل زباله بیفته و ملت با پیف پیف از کنارش رد شن!

اما خرده های این دلم مطمئنن بدجور تو دست کسی میره که باعث شکستنش شده!البته اگه باز هوای دل سادم به سرش بزنه!دادم مرمتش کنن!ازش سم ساختم!گفتم یه سم قوی بساز!یه زهر!

ببخشید تو حرفام یه چیزای مبهم هس که فقط خودم و خدام میفهمیم!به هر حال ادم گاهی وقتا به یه خلوت با خودشم نیاز داره!

خدافظ به همه!خدافظ دنیای مجازی!دنیای دروغ ها!دنیای نامرد و مهربون!

دوستتون دارم قده یه دنیا!

اپ کردین نظر بزارین میخونم!نظر میدم!اما!خب!کم!نه مثه سابق!

خدافظ!خدافظ!خدانگهدار...!

+ تاريخ دوشنبه 30 شهریور1388ساعت نويسنده *.:|"شایلان"|:.* |

تو دلم واسه غم یه دایره ساختم!

هر وقت سر وکلش پیدا شد میگم هر وقت یه گوشه پیدا کردی برو همونجا بشین!

بیچاره!نمیبینه!

فکر کرده دل منم مربعی شکله!

+ تاريخ سه شنبه 24 شهریور1388ساعت نويسنده *.:|"شایلان"|:.*

card

سلام به همگی!

روزه نمازای همه قبول باشه!

ببخشید که کم پیدا شدم!اصلا جواب کامنت نمیدم!نمیدونم چرا اینجوریم!

اما اپ میکنم و نظرای شما برام دلگرمیه;)


اون عکس بالا رو نگاه کنین؟!

لابد گفتین چه عکس بی ربطیه؟!مگه نه؟!


جدیدا فکر اهدای عضو پس از مرگ عین خوره به جونم افتاده بود!

کلی کلنجار رفتم با خودم!چون یه جایی تو یه بحثی یه اقایی از اهدای عضو نوشته بودن!گفته بودن باید فرم پر کرد!نمیدونسم فرم رو از کجا پر کنم!

اما اخرش پیدا کردم!

فرم رو که پر کردم رفتم پیش مامانم !گفتم میخوام اعضای بدنم بعد مرگم اهدا شه!گفت:!دیوونه شدی؟!!!:O

دکمه ی تاییدو زدم!بعد 4 ماه کارتم میرسه دستم!الان تو وضعیت ابی به سر میبرم!یعنی هنوز مشخصاتم توسط سازمان تایید نشده!بعد از تایید میرم تو یه وضعیت دیگه!

خیلی خوشحالم!واقعا عالیه که یه نفر دیگه بتونه زندگی کنه!قشنگ نیس؟!

دعا کنین برام!یه دعا!

یا بگین ان شالله!

که:

خدا طوری جونمو بگیره که بتونم بیشتر اعضا یا همه ی اعضای بدنمو اهدا کنم!

نمیتونم مثل خیلیا از زبان ادبی استفاده کنم و چیزای خوشگل خوشگل بنویسم و دلتون رو نرم!

اما هر کسی ته دلش یه تکونی خورده با مشورت راجع به این موضوع بهتره معطل نکنه و اونم یکی از بنده های خدا که به فکر بنده های دیگس باشه به فکر اخرت خودش!


سایت ثبت نام برای اهدای اعضا بعد مرگ:

http://ehda.ir/RegisterMember/UserRegiseter.aspx


با خودتون و دلتون تو این ماه قشنگ!

فعلا!

+ تاريخ سه شنبه 24 شهریور1388ساعت نويسنده *.:|"شایلان"|:.* |

http://xs537.xs.to/xs537/09113/2rzb3ly623.jpg

ادم تا چه حد میتونه خودخواه باشه؟

ادم نا چه حد میتونه فقط به فکر خودش باشه؟(اصلا حد و حدود، میدونه یعنی چی؟)

یکی بهتون میگه:دیگه نمیام ،نیسم، میرم اون بالا اگه قبولم کنه ؛اگرم نه میمونم!(چه حالی میشی؟!)

به ادم امید میدنو خودشون سلب امید میکنن!به چه حقی؟!به چه حقی؟!

اون جونی که تو بدنته همونی که اون بالائه بهت داده!به نظرت حق خودش نیس که خودش امانتی رو پس بگیره؟!به نظرت اینکار حق کشی نیس؟!

چرا نمیفهمی؟!چرا هر 2 تا جا؟!چرا هر 2تا دنیاتو میخوای بدی به باد فنا!!!!اگه خودتو نگاه نمیکنی!به بقیه فک کن!میتونی؟!میتونی به بقیه فک کنی؟!اره میتونی؟!اگه نه،دمت گرم این بود معرفتت که که یه تکیه گاه و مامن بود؟!

میری؟باشه برو اما بدون هیچی با رفتن درست نمیشه خرابتر میشه اما درست نمیشه!میدونی چن نفر واسه رفتنت شاید برن؟!میخوای؟!اگه نمیخوای که...

فقط بگو بازم یه شوخی بود بگو فقط همین نه چیز دیگه!

شوخی بود مگه نه؟!

اره شوخی بود منکه میدونم اره میدونم که شوخی بود!اره بگو بگو دیگه!

.......

پ ن:دعا کنین توی این سن حساس یکم از بار مشکلاتش و غم هاش کم شه!(همه چی داره بهتر میشه چی میخوای؟!)


+ تاريخ پنجشنبه 19 شهریور1388ساعت نويسنده *.:|"شایلان"|:.* |